ستون سیاسی سرابخش

من مفت صاحب آگِلُم

کبلایی: قَیمَت ساختمون شهرداری به نَظَر کارشناسون آموزش پرورش 150 ملیون تومن به اَضافَه دوهَزارمترزمین مشخص بابُدا؟

مشدی: بَدَجنُفتا، شهردار باخَندادا وُ بَشواتا من مفت نِن ساختمون صاحب آبُم

کبلایی: خاب راشت آوجِ نِن دَولَتی آ وُ نون جی دَولَتی آ

مشدی: نِن در صورَتی آ که آموزش پرورش لازم ناداربو

کبلایی: خاب هر اَدارَی که زورش بیشتر بو به نِتیجَه آراسه

ترجمه شماره قبل

با فعال شدن فصل گل و گلابگیری نمایندگان اداره های بهداشت، بازرگانی، اصناف، شهرداری و... در جهت فشار آوردن به کارگاههای سنتی دست به کار شده اند.

دلایل ایشان عبارت است از:

1- کارکردن آن هم به صورت سنتی در هزاره سوم مذموم است.

2- نان خوردن آن هم به اندازه قوت لایموت مکروه است.

3- استفاده از افزودنی های غیرمجاز در مجموعه های سنتی به دلیل نبود کانالهای زیرمیزی مغموم است.

4- نداشتن لباس شک کارگر کارگاه هنگام کار مطرود است.

5- گردن متولیان کارگاههای سنتی نازک تر از مو است.

6- حذف آدم های ضعیف محتوم است.

 

ستون سیاسی سرابخش

زبان رایجی برزک نشان از داستان زندگی آریاییان نخستین داشته و با همه ویژگی ، پیوندهای آشکار با زبان های محلی دیگر نقاط کشور دارد.

سراب بخش نام مکانی  است که آب به دو یا چند قسمت تقسیم شده و برای نقاط مختلف آبادی روان می گردد.

 معمولاً کشاورزان در این محل نشسته و با زبان رایجی به بحث و بررسی مسائل روز می پردازند. اینان کوله بار  تجربه در دوره های مختلف از شاهان قاجار تا سید ضیاء و ازرضاخان و محمدرضا تا  انقلاب پربرکت اسلامی با خود به همراه دارندآدم ضعيفون اگر نابَندَ وِكتَر آ

با  راكاتَنِ فصلِ گل وگلاوگيري نَمايَندون اَدارايِ

بهداشت، بازرگاني، اصناف، شهرداري و ...

به خاطر نِن كه به گلاوگيرون سنتي فشار بارَندَ رو بَرزاقِ راكاتييَند.َ

دَليلونشون نِن آ كه:

1-كار باكاردَن نون جي به شَكل قديمي روهَزارَه سِيُّم بِز ها

2-نون باخاردَن  نون جي به اندازَه باخور نامير مكروه آ

3-استفادَه از افزودَنيون غَيرِمجاز رو گلاوگيريون سنتي به دِليل نِن كه كانالون جيرميزي بَرا اَدارَه بهداشت ناداره بهداشتيونِش ناراحت باكاردا

4-درناپُشتَن رَختِ مقبولِ كارگرِ كارگاه وَختِ كار خوب ناها

5-گُرمِ مُتِوَليون كارگاون سنتي باريك ترِ مو آ

6-آدم ضعيفون اگر نابَندَ وِكتَر آ

 

 

ترجمه شماره قبل

هر آنچه خوبان همه دارند تو يكجا داري

ملاكهاي انتخاب شهردار:

1-كارشناس باشد

2-كارشناسي مرتبط داشته باشد

3-سابقه مديريت داشته باشد

4-از علوم روز آگاه باشد

5-اهل عوام فريبي نباشد

6-كارش به خاطر نمايش مديريت نباشد

7-با آشنا بازي معرفي نشده باشد

8-افكار عمومي را به سُخره نگيرد

 

 

◄ مسئول حوادث برزک کیست؟

 

جمعی از اهالی محله شهید رجایی نامه ای در ارتباط با محل حادثه ساز آب انبار مخروبه به مسئولین نوشته و یک نسخه از آن را در اختیار ماهنامه بهشت پنهان قرار دادند. متن نامه به شرح ذیل است:

مسئول بهداشت محیط برزک

سلام علکیم

چند سالی است آب انبار متروکه ای در محله شهید رجایی به علت عدم استفاده به حال خود رها شده است و از طرفی سقف آن که هم کف خیابان و محل بازی کودکان است در چند محل تخریب گشته. و در قسمتی دیگر در حال تخریب است.

چند اشکال عمده بر آن وارد است، احتمال حادثه برای کودکان محل و انباشت آب و لجن و تجمع آلودگی...

سوال اساسی آن است آیا  مسئولین بعد از وقوع حادثه و مشکلات مرتبط به فکر راه حل می افتند؟

و جای تاسف است در حالی که کوچه همجوار آن کم عرض می باشد اداره میراث فرهنگي اقدام به ثبت این بنای مخروبه کرده و آن را به حال خود رها کرده است.

خواهشمند است رسیدگی فرمایید.

◄ مسئولين در ميان مردم!

به مسئولين بگوييد تشكيل ندادن جلسات پرسش و پاسخي كه يك طرفه باشد، بهتر از تشكيل آن است.                                                                                                                                

يك شهروند

هر چه پاک خوبون دارَندَ تو ایگُلا دارِه!

هر چه پاک خوبون دارَندَ تو ایگُلا دارِه!

نشونیون انتخاب شهردار

1- کارشناس بو

2- کارخوش بَشناسِ یعنی نِن که بادونِ چه باس باکَره

3- قبلِ نِن، کار مدیریتیش باکاردِبو

4- عِلمون که تازَه بَمَدا وُ آتِ رُ بَلَد بُو

5- اهل گول بَدادَنِ مردم نابو

6- نشگی که مدیر بودنِ خوش، به مردم نشون آدِ

7- با، نِ آشنا، وُ،  نُو،  آشنا، معرفی نابو

8- نظرونِ مردمِش، جُک نَنگَرِه

»ترجمه شماره قبل

کارشناسان شهرداری

در روستایی که تازه شهر شده در مرکز شهر چاله ای بود که هر روز یک نفر داخلش می افتاد و زخمی می شد.

برای این چاله در شهرداری  جلسه ای برگزار شد.

یکی از کارشناسان گفت: فهمیدم ما یک آمبولانس می بریم کناره چاله می گذاریم .

هرکسی که افتاد فورا می بریمش به بیمارستان مرکز شهرستان.

بقیه هورا کشیدند وگفتند : مشکل حل شد.

یکی دیگر از کارشناسان گفت: الحق که همه شما کم اطلاع هستید. این هم راه حل شد؟

بقیه گفتند: خوب تو میگی چه کار کنیم ؟

کارشناس گفت: آمبولانس همیشه دیر می رسه، یک بیمارستان کنار چاله می سازیم.

بقیه هورا کشیدند وگفتند: خوب مشکل حل شد.

شهردار که صحبت های همه را گوش می داد با عصبانیت گفت:

خاک برسرم با این کارشناس هایم! آخه اینها هم شد راه حل؟

شهردار گفت : این چاله رو پر می کنیم ویک چاله دیگه کنار بیمارستان می کنیم!

 

"کارشناسون شهرداری"(ستون سیاسی سرابخش)

رو روستای که تازَه شَر بابودا ای رویِ، میونِ  شَر ای چالَه اشَا بابو که هر روی ای نَفَر روِش آکات و زخمِ زارآبو

برا نِن چالَه روشهرداری جَلسَیشون باچید

ای کارشناسون بَشوا:بَمفاما ،آما ای آمبولانس شُآیریمَ وُبونشانیمَ وَر چالَه

هر کین دَرکات فوری شاکَنمَّ به درمونگا مرکز شهرستان

باقابیشون هورآشون باکِشا وُ بَشونوا خاب مشکل حل بابو

ای بی کارشناس بَشوا: الحق که پاکجِدون کم اطلایدَ . نِن جی بابو راه حل؟

باقابی بَشونوا خاب تو آوجِ چه اَنتِمونی باکَرمَ؟

کارشناس بَشوا:آمبولانس همیشَه دیرآکَره، بیدَ ای مَریضخونَه وَر چالَه بَاسجیمَ

باقابی هوراشون باکِشا وُبَشونوا خاب مشکل حل بابو

شهردار که گَف پاکجِش گوش آکا با عصبانیتِ بَشوا

خاک برسَرِم با نِن کارشناسونِم آخَه نِمین جی راه حل بابو؟

شهردار بَشوا:نِن چالَش پُرکَرمَ ای بی چالَه وَر مریضخونَه شاویجمَ

 

» ترجمه شماره قبل

اگرزورشان به بالایی ها نمی رسد به مردم که میرسد!

کربلایی :شنیدی که 750 ملیون تومان خسارت باران برای شهر آمده

مشهدی : چه قدر سهم برزک است

کربلایی: پنج میلیون سهم برزک می شود

مشهدی: چرا این قدر کم ؟

کربلایی : قرار است که در آمد خوبی از عوارض سهم شهرداری شود

مشهدی: خوب شهرداری هم خرج داره

کربلایی: راست می گویی اولین جایی که گاز کشی شد شهر داری  بود

با لا خره کارمندان شهرداری عزیز تر و زحمت کش تر از مردم هستند

و باید بتوانند کنار بخاری گازی بنشینند و عوارض بگیرند

مشهدی : مسئولین زورشان به بالایی ها نمی رسد به مردم که میرسد

کربلایی: همه جا اینطور است

مشهدی :نه ،جانم ببین قمصر  این قدر پول از دولت می گیرد که نمی داند چه کار کند

آيا ميدانید؟

 اولين مردماني که سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع کرد ايرانيان بودند.

 اولين مردماني که اسب را به جهان هديه کردند ايرانيان بودند.

 اولين مردماني که حيوانات خانگي را تربيت کردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده کردند ايرانيان بودند.

 اولين مردماني که مس را کشف کرد ايرانيان بودند.

  اولين مردماني که آتش را در جهان کشف کردند ايرانيان بودند.

 اولين مردماني که ذوب فلزات را آغاز کردند ايرانيان بودند در شهر سيلک در اطراف کاشان.

 اولين مردماني که قاره آمريکا را کشف کردند ايراينان بودند و کريستف کلب وواسکودوگاما بر اثر خواندن کتابهاي ايراني که در کتابخانه واتيکان بوده به فکر قاره پيمايي افتاده اند.

  اولين مردماني که نخ را کشف کردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند.

  اولين مردماني که عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند.

 اولين ارتش سواره در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز

من که هستم...؟

پادشاهی می خواست نخست وزیرش را  انتخاب کند. چهار اندیشمند بزرگ  کشور فراخوانده شدند.   آنان را در اتاقی قرار دادند و  پادشاه به آنان گفت که: «در اتاق به  روی شما بسته خواهد شد و قفل اتاق،  قفلی معمولی نیست و با یک جدول  ریاضی باز خواهد شد، تا زمانی که  آن جدول را حل نکنید نخواهید  توانست قفل را باز کنید. اگر  بتوانید مسئله را حل کنید می  توانید در را باز کنید و بیرون  بیایید».

پادشاه بیرون رفت و در را بست. سه  تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع  به کار کردند. اعدادی روی قفل  نوشته شده بود، آنان اعداد را  نوشتند و با آن اعداد، شروع به کار  کردند.   نفر چهارم فقط در گوشه ای نشسته  بود. آن سه نفر فکر کردند که او  دیوانه است. او با چشمان بسته در  گوشه ای نشسته بود و کاری نمی کرد.  پس از مدتی او برخاست، به طرف در  رفت، در را هل داد،   باز شد و بیرون رفت!  و آن سه تن پیوسته مشغول کار  بودند. آنان حتی ندیدند که چه  اتفاقی افتاد!  که نفر چهارم از اتاق بیرون رفته.

ادامه نوشته

ازدواج و ضرب المثل

* مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند. ( بن بیکر)

* با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش . ( سینکالویس)

* خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور )

* ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط)

* قبل از رفتن به جنگ یکی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن . ( یکی از دانشمندان لهستانی )

* مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( کارول بیکر)

 * من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا کریستی)

* هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها کمتر خواهد شد. ( ولتر)

* هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )

* زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست ، تحمل کند. ( کینهابارد)

* اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا می کنند. ( شاو)

چند دانستنی

۱-عمومي‌ترين نام در جهان محمد است.

2- اسم تمام قاره‌ها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان مي‌يابد.

3- مقاوم‌ترين ماهيچه در بدن، زبان است.

4-كلمه«ماشين‌تحرير» (TYPEWRITER) طولاني‌ترين كلمه‌اي است كه مي‌توان با استفاده از حروف تنها يك رديف كيبورد ساخت.

5- چشمك زدن زنان، تقريباً دوبرابر مردان است.

6- شما نمي‌توانيد با حبس نفستان، خودكشي كنيد.

ادامه نوشته

تغییرنگاه

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت: «لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالآ باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد.»

همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.

هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن آویزان می‌کرد زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت:

«یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده!»

مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره‌هایمان را تمیز کردم!»

زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم، آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول نگاه کردن هستیم بستگی دارد.

"اگه زورشون به بالایون ناراسه به مردم که آراسه " - ستون سیاسی سرابخش

کبلایی :بَدَجنُفتا که 750 ملیون تومَن خَسارَتِ وارون وراشَر بَمَدا

مشدی :چَندَقَرِش اونِ بَرزاقِ ها

کبلایی :پَی مِلیونش سهم بَرزاقِ آبو

مشدی :چرا نَندَقَر کَمِ

کبلایی :عوضش قرارآ که دَراومَدِ خوبی از عوارضِ سهم شهرداری بابو

مشدی :خواب شهرداری جی خرج داره هزینَه داره

کبلایی :نِن راشت آوجِ،اولین یای که گازش به کار کات شهرداری بو،بالاخَرَه کارمندون شهرداری عزیزتر وزحمت کش تر از مردم اَندَ اُ باد بَتونَندَ کَنار بخاری گازی آچینَندَ وعوارض بَیرَندَ

مشدی :مسئولون زورشون به بالایون ناراسه به مردم که آراسه

کبلایی :پاک یا نی زَنی آ

مشدی :نا ،رودِم ،بَین: قمصرِ نَندَقَر پولِ به دَولَتیون آیره که ناوزونِ چِش بِ کَره

» ترجمه شماره قبل

کربلایی:شنیدی جدول های شهرداری بعداز تمام شدن کار به وسیله اداره گاز خراب می شود.

مشهدی: خوب اداره گاز هم چاره ای ندارد.

کربلایی: چرا چاره ندارد! از اول باید هماهنگ میشد.

مشهدی: هماهنگی چیه؟ شهردارگفته که وقتی یک مدیر تازه می آید  از او یک تحرکی انتظار دارند .

کربلایی:تازه این که چیزی نیست. شهردار گفته که هرکس گاز می خواهد اول عوارض شهرداری رو باید بدهد.

مشهدی:خوب شهرداری هم هزینه داره.کربلایی: به خاطر اینه که بخشدار هم تایید کرده و گفته؛ مردم هنوز شهرداری را باور نکرده اند وقتی عوارض بدهندباورشان می شود.