تو داد و دهش کن! فريدون تويی

ستون با شاهنامه

به قلم محمد علوی نوش آبادی

صفحه 5 از شماره 28 ماهنامه بهشت پنهان

داد از پايه‌های جهان‌بينی فرهنگ ايران است. به همین جهت یکی از مهم‌ترين و بنيادی‌ترين واژه‌هايی است كه فردوسی در شاهنامه به كار برده است.ارج و ارزش داد در شاهنامه تا بدان پايه است كه می‌توان آن را نامه‌ی داد ناميد.
اگر دادگر باشی و سر فراز
نمانی و نامت بماند دراز
تن خویش را شاه بیدادگر
جز از گور و نفرین نیارد بسر 

ادامه نوشته

داستان نویسی کاشان قبل از انقلاب

 

            اشاره :

در اواخر پاییز 1383 یک شب سرور گرامی جناب آقای میثم نمکی ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی

آران و بیدگل زنگ زد و اطلاعاتی در مورد داستان‌نویسی کاشان در قبل از انقلاب را از حقیر جویا شد. هیچ نکته‌ی دمِ دستی نداشتم. و یادم نمی‌آمد که قبل از انقلاب در کاشان داستانی نوشته شده باشد یا اینکه جلسه‌ای برای خواندن داستان‌ها برگزار شده باشد. کاشان با وجود سابقه‌ی فرهنگی بسیار کهن و عادت مردم آن به تعریف و لذت بردن از داستان و داستان‌خوانی‌های خانوادگی، محفلی و بازاری، در این مورد در قبل از انقلاب فقیر بود. اما زمینه‌های ذهنی و روانی مردم کاشان نشان می‌دهد که این نوع ادبی می‌توانست در سال‌های قبل از انقلاب نیز در این شهر شکوفا شده باشد. آن شب، وقت کم بود و من باید صبح، مقاله را خدمت آقای نمکی ارائه می‌دادم. لذا حاصل فشارهای ذهنی آن شبِ حقیر، همین مطلبی است که اینجا آمده است. این را می‌دانم که به کار میثم نیامد، ولی شاید ... ح.ع

 

ادامه نوشته

دوباره قالی زدم

 

وامروز بار دیگر قالی زدم، قالی زدم تا پر از احساس شوم، قالی زدم تا گذشته ام را به یاد آورم، قالی

زدم تا صدای مادرو پدروبرادران وخواهرانم را در اعماق وجودم حس کنم، قالی زدم تا باردیگردر خیالم

وارد باغی شوم پر از گل وبلبل ، قالی زدم تا مرد قالی زن را بار دیگر پس از سالها دوری دیدار کنم و با او

دَم بِدم . قالی زدم تابهانه ای باشد بروم دکان علی آقا ممد بقال محله موم قالی بخرم و سرچله و با او

احوال پرسی کنم، علی آقا ممد حالت چه طوره خوبی؟.قالی زدم تا رنگ سوف وملیله وطره پیچ را

فراموش نکنم ورنج ترنج بافتن را،  حالا باید سا ده ببافم در قالی بوم گلی، باید تِکه درست

کنم از همه ی  رنگها ، یک چاقوی تیزباید داشته باشم تا ببرد هرچه سختیست.  باید ریشه بگیرم وگره

بزنم چله ها وتار های قالی را با رشته ها ی  دل و احساسم. باید پود زیر و رو بدهم  تا تارو پود وجودم

سفت شود.بایدسرکِش کنم، بعد نیست گاه گاهی  خودم را نیز سرکِش کنم تا ببینم چقدر کُرک زیادی

دارم تا مرتب شوم وقیچی کنم اضافاتم را، تا خواب وجودم درست در بیاید بدون تو رفتگی وبیرون آمدگی.

باید اول حاشیه باریک ببافم و حاشیه پهن ،بعد وارد بوم شوم ، بوم گلی زیبا تر است یا بوم کرمی

فرقی نمی کند، بوم، بوم است فقط باید پر شود از رنگ و احساس ، اما من بوم گلی را بیشتر دوست

دارم، رنگ گرمیست. میخواهم سیا بزنم و بگویم  یکی وآنه دو مشکی، پنچ تا وآنه یه طلا دوتا گلی

کنارش، یه نخ آبی دست گیر، بزن اول بنده، توی بنده راهم پر کن از سبز .

تِکه:مجموعه ای از انواع رنگ قالی کنار هم

سوف وملیله:چند رنگ قالی که به هم می تابند وزیر اولین رچ قالی با شانه ی قالی میکوبند

دم بدیم:حرف بزنیم صحبت کنیم

ریشه :گره زدن قالی

سرکِش :کشیدن ریشه هادر هر رچ قالی قبل از پود دادن وقیچی کردن باقی مانده سرکش را کُرک گویند

سیا:خواندن نقشه قالی با صدای بلند برای خود یا دیگران

بنده:اصطلاحی است در قالی بافی که به شاخه های گلهای قالی میگویند

خواب :در اصطلاح ضخامت قالی را گویند                                                                                                                                      

نسخه دکتر بی زبون برای مقابله با آنفلوآنزا ی خوکی

 

بهروز قطبی  هفته نامه سپید شماره152 پنج شنبه 31 اردیبهشت 1388

 

هر چه می کشیم از این حیوانات بدجنس می کشیم!

از بدو خلقت تا کنون هر بلایی سر انسان آمده زیر سر حیواناتی مثل سگ و گربه و گرگ و خوک و...بوده.از این رو آدمیزاد که در گذشته های دور همیشه از حیوانات می گریخته یک روز عاقبت نیزه اش را به دست گرفته به شکار آنها پرداخته دلی از عزا درآورده و در ضمن از آنها زهر چشم درست و حسابی هم گرفته است.این آدمیزاد دو پا بعدها پایش را جلوتر گذاشته حیوانات گردن کلفت تری را که ادعای سلطان جنگل و...بودن را داشته اند گرفته و توی باغ وحش انداخته تا عبرت سایر حیوانات شود.با این حال حیوانات هم بی کار ننشسته به قولی 800 و به قولی 2000 بیماری های خود را به انسان انتقال داده که اگر اشتباه نکنم به "زﺌونوز"ها و یا بیماری های مشترک انسان و حیوان معروفند!

این حیوانات بد جنس یک موقع به شکل موش در می آیندو طاعون را در میان ما انسان های بی گناه شایع می کنند و یک وقت شکل پرنده می گیرند و با شیوع بیماری آنفلوآنزای پرندگان ما را بیمار می سازند.یک وقت هم مثل حالا به شکل آنفلوآنزای خوکی ما را می ترسانند.

خوشبختانه این بار هم مسوولان امر متوجه حساسیت موضوع شده اند و به منظور آمادگی برای مقابله با همه گیری آنفلوآنزای خوکی ستاد مقابله با این بیماری را تشکیل داده اندکه تا این جای کار خیلی خوب است اما از آنجا که سرانه درمان متاسفانه ان قدر نیست که حتمابرای مداوای بیماری های ساده کفاف دهدبنده هم به نوبه خود برای مقابله با بیماری آنفلوآنزای خوکی چند پیشنهاد دارم :

اول اینکه مثل اوایلی که ایدز شیوع پیدا می کرد خود را به کوچه علی چپ بزنیم و بگوییم ای بابا اینها همه شایعه است.

دوم بپذیریم که آنفلوآنزای خوکی در برخی از کشورها شیوع یافته  اما بگوییم ما که گوشت خوک نمی خوریم که به آنفلوآنزای خوکی دچار شویم.

سوم هشدار متخصصان را در مورد احتمال شیوع آنفلوآنزای خوکی بشنویم ولی یا تقصیر آن را به گردن استکبار جهانی بیندازیم و یا بگوییم برای مبارزه این بیماری عجالتا بودجه نداریم.

راه دیگرش این است که از آنفلوآنزای خوکی خواهش کنیم دست از سر ما بردارد و پی کارش برود.!

اگر دست از سرمان بر داشت که بر داشت و گر نه توی روزنانه ها به مردم توصیه کنیم هنگام عطسه و سرفه بینی و دهانشان را با دستمال کاغذی بپوشانند دست هایشان را مرتب با آب و صابون بشویند از دست زدن به چشم و بینی و دهان خوداری کنند و بالاخره از رفتن به مناطقی که آنفلوآنزای خوکی شایع شده خوداری نمایند!

اگر هم هیچ کدام از اینها جواب نداد به جای تخصیص بودجه و اعلام آماده باش و اطلاع رسانی عمومی بهتر است چندتا خوک را بگیریم از دم آویزانشان کنیم تا درس عبرتی برای سایر خوک ها باشد و آنها را از هر گونه شایع کردن آنفلوآنزای خوکی منصرف کند!!

توهین، افترا،خلاف واقع به اداره ارشاد کاشان

» هئیت تحریریه بهشت پنهان

مطبوعات آینه ای برای انعکاس نظرات مردم ازکوچه بازارتا دانشگاه برای حکومت و متقابلا انعکاس عملکرد حکومت برای همگان است وگاهی پا را فراتر گذاشته وبه تجزیه وتحلیل مسائل می پردازد.

درشماره 9 بهشت پنهان مطلبی تحت عنوان «اداره ارشاد چه می کند؟» از وبلاگ شخصی دکتر عبدالرضا مدرس زاده عضو هئیت علمی دانشگاه آزاد کاشان چاپ شد که بازخوردهایی را به دنبال داشت .

از جمله جوابیه اداره که عینا دراینجا ارائه می شود در نهایت قضاوت همیشه باشماست .

جناب آقای صادقی

صاحب امتیاز و مدیر مسئول محترم ماهنامه بهشت پنهان

با سلام و احترام

ادامه نوشته