پرتکل صهیون(3)
نشریه بهشت پنهان تصمیم دارد برای روشن شدن ماهیت رژیم غاصب صهیونیستی خوانندگان عزیز را با پروتکل یهود آشنا سازد. از این رو در هر شماره قسمتی از آن را به آگاهی عزیزان می رساند.
قسمت سوم
- آيا آدم معقولی پيدا می شود كه فكر كند می توان از طريق بحث و استدلال با مردم عامی كه قدرت استدلالشان سطحی است، كنار آمد؟ كنار آمدن با توده مردم فقط با دست گذاشتن روی عواطف و اعتقادات آنها مقدور و ممكن است. اگر بخواهيم با اين دسته از مردم كه فهم سياسی ندارند، از طريق استدلال و بحث كنار بياييم، جز آنكه تخم هرج و مرج را بپاشيم كار ديگری نمی توانيم بكنيم.
- ميان سياست و اخلاق هيچگونه وجه اشتراكی نيست. فرمانروايی كه متكی به اخلاق باشد، نمی تواند سياستمداری كار كشته و ماهر از آب درآيد و نتيجتاً پايه های قدرت سياسی او متزلزل خواهد گشت. آنهايی كه می خواهند گام در وادی سياست بگذارند، بايد هم نيرنگ باز باشند و هم بتوانند ديگران را متقاعد كنند. صفاتی چون درستكاری و راستگويی خطری بزرگ برای سياست بشمار می روند. زيرا چنين صفاتی شديدتر از هر دشمنی، فرمانروا از اريكه حكمرانی به زير می كشند. البته فرمانروايان جوامع غيرصهيونيست بايد چنين صفاتی را دارا باشند تا هر چه زودتر از پای درآيندو تسليم ما شوند. ولی در نظام سياسی جوامع صهيونيستی، قيودات اخلاقی نبايد وجود داشته باشد.
حق يعنی زور
- به اعتقاد ما حق يعنی اعمال زور. واژه حق واژهای ذهنی است كه به هيچ وجه جنبه عينيت به خود نمی گيرد. در نظام سياسی ما حق اين چنين تعبير می شود: هر آنچه را كه می خواهم به من بده زيرا من از تو قوی ترم. نيازی نيست كه ثابت كنم حق از آن كيست.
- حق از كجا شروع می شود و به كجا ختم می شود؟
- در هر دولتی كه قدرت به طور نامطلوبی سازمان يافته باشد، قوانين و مقررات، اعتبارشان را از دست داده، دستخوش طوفان حوادث می شوند و سرانجام ليبراليسم پديد می آيد. طبق قانون حكومت اقويا، بايد تمام مقررات و قوانين را متلاشی سازيم و برای آنهايی كه داوطلبانه از ليبراليسم دست كشيدهاند و تسليم ما شدهاند، منجی شويم.
- در شرايط كنونی كه تمام قدرتهای جهان دارای پايههای لرزانی هستند، قدرت سياسی ما دارای پايه های استواری است. زيراوجود آن محسوس نيست. زمانی قدرت ما تجلی خواهد كرد كه هيچگونه خطری آن راتهديد نكند.
- قدرتهای سياسی جهان به سبب اعمال ليبراليسم دچار مشكلات شديدی هستند. وظيفه ما اين است كه فارغ از اينگونه مشكلات، به فكر پی ريزی حكومت آينده خود باشيم. ما بايد در طرحهای خودبيشتر به ضروريات فكر كنيم تا به اخلاقيات و بيشتر به هدفها توجه داشته باشيم تا به وسيله ها.
- اكنون طرحی در پيش روی داريم كه خطوط اصلی سياست آينده مان را می خواهيم از متن آن استخراج كنيم. اين طرح به ذكر عواملی كه حاصل چند قرن انديشه و كار آدمی را به هدر دادهاند، می پردازد. لذا ما نمی توانيم نقش اين عوامل را ناديده بگيريم.
- برای آنكه سياستمان عملكرد رضايت بخشی داشته باشد، نخست بايد توده مردم را بشناسيم و به سستی انديشه، عدم درك و عدم توجه آنها به رفاه خويش پی ببريم. بايد بدانيم كه قدرت توده مردم قدرتی نامعقول است. كسی كه از احوال توده مردم اطلاعی ندارد، نمی تواند آنهارا اداره كند. و نيز كسی كه دانش سياسی نداشته باشد، حتی اگر خيلی هم تيز هوش باشد نمی تواند توده ناآگاه را رهبری كند و سرانجام جامعه را به پرتگاه سقوط سوق می دهد.
- تنها كسانی كه از همان اوان خردسالی برای رهبری تربيت می شوند، می توانند به مفهوم كلماتی كه از الفبای سياست تشكيل شدهاند، پی ببرند.
- اگر افرادی را كه از دانش سياسی بهره ندارند، بر سر كار آوريم، ديری نمی پايد كه در اثر اختلاف ميان احزاب، قدرت را از دست داده سقوط می كنند. آيا می توان اداره امور يك جامعه را به افرادی كه صرفاً به منافع خود توجه دارند و هنگام رسيدگی به امور، به منافع خويش فكر می كنند محول كرد؟ آيا اينگونه افراد می توانند از خود در برابر دشمن دفاع كنند؟ اگر تصور كنيم كه در ميان توده مردم كسانی يافت می شوند كه توانايی اداره امور جامعه را دارند، در آن صورت هماهنگی امور سياسی را بر هم زده ايم و اجرای برنامه ها را دشوار ساخته ايم.
ادامه در شماره بعد...