دور اندیش
یک نفر یهودی انگشتر گران قیمت خود را گم کرد اتفاقاً یک مسلمان تهی دست آن را پیدا کرد. پس از آن که برای آن مسلمان ثابت شد که انگشتر مال آن یهودی است نزد او رفته و انگشتر را به او داد.
یهودی با شگفتی پرسیدآیا قیمت انگشتر را می دانستی؟
مسلمان : آری
یهودی: آن گونه که پیداست تو فقیر هم هستی.
مسلمان: آری
یهودی: فکر نکردی که این انگشتر را بفروشی و زندگی خود را تامین کنی به ویژه اینکه یهودی بودن من بهانه ی خوبی بود که این انگشتر را تصاحب کنی!
مسلمان: چرا همین فکر را کردم!
یهودی: پس چرا انگشتر را به من دادی من که نمی دانستم تو آن را پیدا کرده ای؟
مسلمان: ما به روز معاد معتقدیم.با خود گفتم اگر امروز این انگشتر رابه صاحبش ندهم فردای قیامت هنگام حساب و کتاب ممکن است وقتی که پیامبر ما حضرت محمد(ص)همراه پیامبر شما حضرت موسی(ع)با هم نشسته باشند تو شکایت مرا به پیامبر خود کنی و حضرت موسی(ع)این شکایت رابه پیامبر ما حضرت محمد(ص)کرده و بگوید این شخص که از امت تو است چنین کاری کرده است آنگاه پیامبر ما جواب پیامبر شما رانداشته باشدمن امروز برای اینکه آبروی پیامبر مان در روز قیامت را خریده باشم انگشتر را آوردم وتحویل دادم.