(گزارش از خانه نقلی کاشان)

درآغازین روزهایی که برگ ریز درختان، تو را به یاد این قسمت از شعر زیبای نصرت رحمانی می‌اندازد که:
پاییز چه زیباست/ پاییز دو چشم تو چه زیباست /
به همراه همسر و تنی چند از دوستان، دلمان  هوای جایی را می‌کند که هوای تازه‌ای در آن جاری باشد. لذا بعد از قرار و مدارها راهی کوچه پس کوچه‌های فرسوده‌ی شهر می‌شویم تا هوای تازه را دوباره  در جایی استشمام کنیم که با همه‌ی تاریخ وهویّت وفرهنگ ومعنویت ما پیوندی دیرینه دارد.
دری  چوبی، قلب شده در دل کاهگل با قپّه‌های فلزی، به روی ما گشوده می‌شود.

در دقایقی که برای رسیدن به این در، قدم‌های پر تپش خود را به پیش نهاده‌ایم، گذر از کوچه‌های تنگ وباریک و پر پیچ و خم، به من می‌فهماند که این قسمت از شهر  هنوز می‌تواند  شیخوخّیت و آقایی گذشته‌های خود را تداعی کرده وحتی بازیابی کند. از ساباط باهیبتی گذشته‌ایم وچشمانمان را به درب خانه‌ای دوخته‌ایم که به عیان می‌گوید دارید وارد دنیای طبیعی و بکری می‌شوید. انتظار، مرا به سال‌های آمیخته به تاریخ می‌برد.
باری، در گشوده می‌شود. خانه در غنای طبیعی خود غنوده است. فضا و هوا و آب و دیوارها، همه، مهربان است. خبری از دکوراسیون‌های پر مدعا نیست. این جا خانه‌ای است پر از هنر و متانت وآرامش.
فرصت سیر وتماشا دلم را به غنج می‌آورد.حیاط، خالی وغمناک نیست. مناظری غنی و سرشار از رویاهای باران خورده در همه جایش به چشم می‌خورد.کوزه‌هایی که حیاط را تزیین کرده‌اند، به من این مژده را می‌دهد که می‌توان با هفت هزار سالگان همسفر و هم‌صحبت شد. در هر زاویه‌ای و در هر قدمی، می‌توان  کلمه معنی‌داری را شنید. در این جا از خط‌های تیز زاویه‌دار خبری نیست. طاق‌ها ودرگاه‌ها همه ضربی است با قوس‌هایی که انحناهای تصویرهای مینیاتوری را به یاد می‌آورد. مغازله وکامجویی بی‌غل‌وغش با طبیعت را این جا هم می‌توان داشت. چون کسانی در این خانه زندگی می‌کنند که  همه چیز را در ارتباط دست اول با طبیعت می‌خواهند:
از لباس وپوشاک گرفته تا ظروف غذا وخوراکی که می‌خواهند در آن صرف کنند. از گندم طبیعی که در آسیاب آبی فین آرد شود تا نانی که با هیزم پخت گردد.
احساس می‌کنم ساعت مفرّحی را در این جا خواهیم گذراند. خانواده و دوستان هم جمعند تا عیش امروز در خانه‌ی «نقلي» فرّ وشکوه بیشتری یابد. خانه نقلی كوچك‌ترين خانه تاريخي كاشان از دوران قاجار است كه درمیان کوچه‌های با حلاوت اطراف مسجد آقابزرگ قرارگرفته است. نزدیک 200 سال  قدمت دارد.نام نقلی برگرفته از نام خانوادگی صاحب اصلی خانه، حاج ماشااله نقلی است که بی‌ارتباط با این شیرینی سنتی و ریشه دار در کام یابی‌ها و کام جویی های ایرا ن وبویژه در مردم  کاشان  نیست : نُقل.
فضای دلگشای خانه برای ما  وقتی به طربناکی بیشتری  می‌رسد که مدير و صاحب خانه،  آقای اکبر رضوانیان به جمع منتظر ما می پیوندد. نگاهش ملایم وچهره‌اش گشاده است.رضوانیان یک فرهنگی سابقه‌دار ویکی از چهره‌های نام آشنای کاشان برای جامعه‌ی هنری شهر است. چند سالی مدیر روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان  بود. به  گردشگری اشراف و آگاهی خوبی دارد و مشکلات ونیازهایش را می‌شناسد. در شخصیت او انرژی وفرزانگی نهفته است. در صحبت‌های آرام وگرم او ذوقی است برای  دست زدن به کارهای غیر متعارف در عرصه‌ی فرهنگ وبازیابی هویت خاموش شهر. این موهبت، برای او، زایش وخلاقیت را به ارمغان آورده است. وهمین بود که زندگی در خانه‌های امروزی را تاب نیاورد. و از همین رو با آپارتمان نشینی خداحافظی کرد و با خرید خانه نقلی ساکن  اصالت‌ها و نجواهای ملایم شد.
رضوانیان اگر چه در این راه مقروض هم می‌شود. ولی چه باک! اوبرای بازگشت به بافت قدیم، همراهی همسری مهربان و زیبا و آینه‌فام چون  «مرضیه» و دخترش «یلدا» را نیز دارد.
این زوج جوان و علاقمند به گردشگری بر خلاف بسیاری از جوانان، با چیدمانی سنتی، زندگی رویایی خود را در این خانه شروع می‌کنند. تمام عناصر يك خانه ايراني در این جا هست. حوض، بادگير، سرداب، ايوان، حياط اندروني، بيروني و اتاق‌هاي سه‌دري و دو دري و يك دري، همه عناصری است که این خانه را زیبا وگیرا کرده است. علاوه بر آن صاحب خانه  با غذاهاي سنتي همچون كال‌جوش، خورشت كدو، كشك بادمجان، قیمه ریزه بادمجان، گوشت لوبیا، اشکنه، آش جو، آش رشته، و... قصد دارد از مهمانانش پذیرایی کند. نوشيدني‌هاي خوش طعم بومي ازجمله، گل‌گاوزبان، نعنا، بابونه و دارچين و شربت‌هاي بيدمشك و كاسني و گلاب هم قرار است بر سر سفره  قرار بگیرد. همه چیز در ظروف سفالی عرضه خواهد شد تا  درهمه جا فرهنگ بومی وخودمانی احساس می‌شود.
به اتفاق این مدیر درد آشنا از تمامی بخش‌های خانه دیدار می‌کنیم و صحبت می‌کنیم.
من در دیدار چنین کسانی است که آزمندانه به حرف‌هایشان گوش می‌دهم. به بام می‌رویم. در روی  بام، اولین جمله‌ی دوست گرامی، آقای عنایتی این است: من ماه را روی صورت شما دیدم !!
نگاهمان  به هلال ماه نو می‌افتد که در افق باز وآسمان لاجوردی شهر ، با کرشمه نشسته است.
خبری از سیمان‌سراهای عظیم الجثه نیست.خانه های اطراف، بزرگ ، وپر غمزه‌اند .ولی امیدی برای بازگشت  به روزهای پر شور و سرشار از ولوله‌ی گذشته بر پیشانی آنها دیده نمی‌شود. بام قوس‌دار خانه‌ها یادآور نرمی و روانی زندگی گذشتگان است که همه روبه ویرانی نهاده‌اند. در این شهر سر به زیر، خواب های مردمش عمیق و بی‌کابوس بود. به یاد «سهرابِ» بزرگ می‌افتم که می گفت: «روی بام می‌خوابیدم واطرافم را آب می پاشیدم. بوی کاهگل تا ته خواب‌هایم می‌دوید. غرایز را گیج می‌کرد.»
از بالای بام، خانه‌ها فخامت وتناسب مطبوعی دارند. استاد ندوشن در جایی می‌فرماید:« ازاین خانه‌ها بهتر می‌توان به کنه و ذات زندگی اندیشید».
 قطعا در آن زمان ها ستاره‌ها از بالای این بام‌ها دیدن داشتند وچشمان مردمان کهن، هزاران روح وعشق را می‌نگریست.
اقامت بومي، ارائه غذاهاي محلي و تورگرداني بومي از دغدغه‌های آقای رضوانيان است. چاشنی بخش این دغدغه، ديدار از كارگاه‌هاي شعربافي، زيلو بافي، رنگرزي، پياده‌روي در كاشان و دوچرخه سواري در داخل بافت قديمي شهر، براي گردشگران ‌است.
رضوانیان می‌گوید: «بافت قدیمی را نباید تحقیر کرد وآن را فرسوده شمرد. ما می‌توانیم گردشگری فرهنگی را با نگاه به هویت محلی خود بر اساس بافت تاریخی ومعماری وغذا ولباس وآداب ورسوم داشته باشیم.»
صحبت‌های آقای رضوانیان را در حالی گوش می‌دهم که می اندیشم؛ گاه گرد خروارها فراموشی بر اصالت‌ها می‌نشیند. اما فرهنگ ایرانی این زایایی را  دارد که بتواند خود را حفظ کند. اگر چه سال‌ها وقرن‌ها گذشته باشد. چشمان باهوش ایرانی لابد این تیزی را داشت که در سال 82 و در جریان برگزاری اولین جشنواره احیا و مرمت بافت تاریخی بسیاری از گذرها، محلات و خانه‌های تاریخی کاشان مرمت و بازسازی شود. خانه نقلی نیز به همت  كيارش اقتصادی، که آن زمان كارشناس پژوهشكده ابنيه و مرمت  ميراث فرهنگي بود، خریداری و مرمت شد.
اکنون خط سيري از اقامت‌گاه‌هاي بومی كويري در کشورتشكيل شده است.این شبکه 15 نفره، يك هدف مشترك دارند و همه یگدیگر را حمايت مي‌كنند.
خانه نقلی  داراي 6 اتاق است كه مي‌تواند حدود 30 نفر را در خود جاي دهد. با این همه، دغدغه های آقای رضوانیان درآن حد است که به این مجموعه قانع نمی‌شود و با وجود مشکلات فراوان، خانه یزدانی را هم به خانه نقلی اضافه می کند. این خانه هم، چنان آراسته شده که بر مهابتش افزوده گردیده است. ایوان‌ها و هشتی‌ها هیمنه با وقاری دارند. تخت وپشتی و مخده به فضای خانه پر وبال دیگری داده است. هر جای این خانه دلارایی خود را دارد. آب زمزمه‌گر از کوزه وسط حوض جاری است ودر گوش، نغمه دلنوازی دارد.حیاطِ آب پاشی شده این خانه، بوی خنکی ولبخند دارد. برای من استشمام ِ بوی آبی که بر حیاط، پاشیده شده همیشه جاذبه دارد. قطعاً برای اهل گردش هم، چنین است.
رضوانیان و خانواده‌اش با عشق وعلاقه در خانه نقلی روزگار را با خوش کامی پشت سر می‌گذارند ودر این اندیشه‌اند که به زودی با تمهید مقدمات و آماده‌سازی بیشتر، سنت میهمان نوازی ایرانی را در گستره‌ای وسیع‌تر به خوبی به جا آورند.
 ایران کهن سال ما سرزمین مدارا ومهمان نوازی بوده است. مهمان نوازی ایرانی‌ها شهرت جهانی دارد. بسیاری از ما وسایلی را تهیه و نگهداری می‌کنیم که شاید در طول سال جز برای میهمانی که معلوم نیست کی بیاید، به آن نیاز نداشته باشیم. برای مهمان بهترین غذا را تهیه می‌کنیم وبهترین جای خانه را در اختیارش می‌گذاریم وحتی او را در شهر می‌گردانیم ودوست داریم همه جا را نشانش بدهیم.
بی شک این همه اصالت های سنتی که با اقلیم متنّوع کاشان و برخورداری‌ها ودیدنی هایش درآمیزد، مهمان نوازی شیرینی را در کام گردشگر به یادگار خواهد گذاشت. این همان چیزی است که رضوانيان به آن تکیه می‌کند.به خصوص که او ازتکنولوژی مدرن هم برای پذیرایی از میهمانان غافل نیست و اینترنت وسایت وبازدید مجازی و  رزرو آنلاین را بر امکانات خود افزوده است.
از خانه نقلی بیرون می‌آییم. شب بر شهر مستولی است. من در این اندیشه‌ام که حتی امروزه هم می‌توان نوعی دیگر زندگی کرد. کاری که این زوج خوشبخت کرده‌اند، سرخوشی، رویندگی، نشاط وشکوفایی را به ارمغان آورده‌اند. آنها می‌گویند «اینجا یک خانه است نه هتل» این گفته وقتی خوب درک می‌شود که بخواهید به یک میهمانی کاشانی با رسوم بومی، غذاهای بومی و اقامت بومی بروید. بنابراین برای یکبار هم شده باید به میهماني خانه تاریخی نقلی رفت.
آن چه در این خانه  بیش از هرچیز جریان دارد، زندگی است. یک زندگی ساده و اصیل.در این خانه‌ها اشراق ها یک دفعه بر ذهن می‌تابد وامروز یک بار دیگر نفحه‌ای از روح ایرانیت بر من تابید.

توضیح : عنوان این مقاله « یلدا در آینه » به پیشنهاد آقای عنایتی انتخاب شده است .