سیاست اقتصادى ماهاتیر یکى از قابل بحث ترین جنبه هاى زندگى سیاسى او به شمار مى رود.

دورانى که حاصل آن تمرکز بر تکنولوژى هاى برتر، صنایع، تجارت و تکنولوژى ارتباطات بوده است.بناى اصلى این برنامه ها بر همکارى ملى گذاشته شد.

یکى از پروژه هاى مورد علاقه او «پروژا استیل» بود که در حقیقت تلاش او براى الگو گرفتن از ژاپن و کره شمالى است.

حاصل آن کارخانه ماشین سازى پروتون و خدمات تلویزیون ماهواره اى «آسترو» بود.

رشد اقتصادى مالزى در بین سالهاى 1988 و 1997 بیشتر از 10 در صد بود. آن زمان استانداردهاى زندگى تا 20 برابر رشد کرد و درصد فقر، بیسوادى، مرگ و میر نوزادان و دیگر شاخص هاى اجتماعى در حد کشورهاى پیشرفته رشد کرد.

پروژه هاى ملى که او در این سالها انجام داد «تندراه شمال- جنوب»، «کریدور ابر رسانه اى»، فرودگاه بین المللى کوالالامپور و شمار بسیارى از پروژه هاى بزرگ صنعتى و عمرانى است.

 سیستم آموزشى یکى دیگر از نقاط بنیادى در برنامه حرکت مالزى به جلو بود. با این حال ماهاتیر هم چون بسیارى دیگر از مدیران اقتصادى و سیاسى از انتقادات چه اقتصادى و چه سیاسى در جامعه مالزى دور نبوده است. اما آنچه در وراى طیف نقاط مثبت یا ضعف در فعالیت او مهم است جهش اقتصادى مالزى از یک کشور فقیر و درمانده تازه از زیر یوغ استعمار درآمده با درصد بالاى بیکارى، است.

در یک بیان ارمغان ماهاتیر به مردم مالزى رفاه و آسایش بود.مالزى هم اینک به یکى از قطبهاى مهم گردشگرى و همچنین تحصیل دانشجویان خارجى درآمده است.

ماهاتیر محمد در یک سخنرانى گفته است: «ما به جاى استراتژى جایگزینى واردات، استراتژى توسعه صادرات را پى گرفتیم و اجازه دادیم خارجى ها با تکنولوژى خود، کشور ما را صنعتى کنند. در حالى که اگر خودمان مى خواستیم هر یک از این تکنولوژى ها را بسازیم، 30 تا 40 سال طول مى کشید.»

 اگرچه نباید از یاد برد کارى که ماهاتیر انجام داد، کار بزرگى بود، اما نه آن قدر بزرگ که از پس معمولى ترین آدم ها برنیاید.

تنها کارى که وى انجام داد، این بود که در یک کلام به علم اقتصاد، اعتماد کرد.

«ماهاتیر» مسلمانى معتقد و یک ملى گراى تمام عیار است و به صراحت در سیاست خارجى با غرب شهرت دارد.

این درست است که ماهاتیر بیش از هر چیز مرد ایده هاى کاربردى و سازنده بود.قدرتى که مى توان با آن کارهاى بزرگ انجام داد. او مى گوید: «اگر قدرت اقتصادى داشته باشید، دولت شما قدرت دارد از کشور دفاع کند چرا که ازتجارت و کارآفرینى قدرت حاصل مى شود و مى تواند جهت دفاع هم بکار گرفته شود.

 ما نتوانستیم کشور صنعتى شویم چون مستعمره بودیم. بعدها «در کنار هم» در رقابت شرکت کردیم.

ما کشورى فقیر با درآمد سرانه 300 دلار بودیم که با حفظ«ثبات سیاسى»، تولید ناخالص خود را از 12 میلیارد دلار به 230میلیارد دلار رساندیم. ما مى توانیم در مالزى فقط به فکر شکست همسایه ابرقدرتى مثل چین و همواره درحال جنگ باشیم، اما ما به خود مى گوییم: بهتر است از یک کیک که درحال ترقى و رشد است، لقمه اى اندازه خود برداریم نه کل کیک را که در خوردنش بمانیم.»

ماهاتیر محمد همچنان در بنیاد صلح خویش به نام perdana بر ضرورت تجهیز مسلمانان به سلاح علم پاى مى فشارد.

 

 

زمین گرد است

درست در ساعاتی که رسانه ملی و مسوولان سیاسی در آستانه ۲۲ بهمن از افتخار بزرگ ماهواره امید سخن به میان می آوردند نخستین پیامک  طنز از راه رسید .البته همه این شوخی ها که از چندی پیش با به نمایش درآمدن مجموعه یوسف پیامبر به اوج خود رسید به معنی اهانت به حضرت یوسف و یا نادیده گرفتن اهمیت ماهواره امید نیست بلکه نشان از آن دارد که :

۱- مردم به عنوان افکار عمومی می توانند در برابر هر چیز واکنش پیش بینی نشده خاص خود را داشته باشند.

۲- بسیاری از استعدادها و نیرو و توان ها(انرژی) به دلایل گوناگون مجال رها سازی پیدا نمی کنند از این رو در اولین فرصت مناسب که حتما پنهانی و بی رد پا می باشد خود را نشان می دهد.

۳- عجالتا تفریح ارزان و مناسب و در مواردی کم خطر و دست یافتنی تر از گوشی همراه نیست از این رو می توان همه انتظار های برآورده نشده  در جاهای دیگر را از آن داشت که این دهها میلیون پیامک روزانه نشانه آن است.

۴- ادبیات مخفی و زیر زمینی که روزگاری با کتاب قاچاق و جلد سفید در پیاده روها خود را نشان می داد  اینک با همین گوشی ها به آسانی در دست هر نوجوان و جوانی خود را بروز می دهد و به آسانی به چهار گوشه کشور منتقل می شود.

۵- هم موضوع مذهبی یوسف و هم کار شگفت انگیز و ملی ماهواره امید از تیررس طنزها و هزل ها برکنار نماندند و این به معنی آن است که جامعه در این زمینه ها (سرگرمی و بروز خلاقیت ها)به اقناع و ارضا نمی رسد که چنین می کند.

۶- روشن است که سانسور یا توقیف یا تهدید و یا هر عامل بازدارنده دیگر تا امروز نتوانسته است در این راه مانعی ایجاد کند و این  به معنی آن است که مسوولان در فرهنگ سازی و گسترش ادبیات و هنر حقیقی و واقعی و نیز ارتباط صمیمانه با مردم برقرار کردن کم کاری فرموده اند. نظر شما چیست؟